امیر المومنین با منصوبانش چگونه بود؟

یادداشت: ملیحه السادات منصوری پور (کارشناس ارشد علوم قرآنی)

در این یاددشت برآنیم که به بررسی برخی ویژگی های مسئول حکومتی از دیدگاه مولا امیرالمومنین امام علی(ع) بپردازیم. هم اکنون در جامعه ای زندگی می کنیم که نظام حاکمیتی آن “جمهوری اسلامی” است. وجود دو ویژگی “جمهوریت” و “اسلامیت”  توامان با یکدیگر، از خواص منحصر به فرد نظام حاکمیتی ما است، و اگر خدای ناکرده فرد و یا افرادی خواسته و یا ناخواسته در زمینه کمرنگ کردن این دو رکن خطایی مرتکب شوند، به پیکره نظام لطمه وارد کرده اند. به خصوص بر همه مسئولان و کسانی که فضا و فرصت خدمت دارند واجب است تا بر رعایت و تقویت این دو رکن بزرگ نظام جمهوری اسلامی کوشا باشند.

نامه مولا به عثمان بن حنیف

مولا علی (ع) نسبت به یکی از منصوبانش (کارگزارش در بصره) پس از رفتن به مهمانی که تهی دستان در آن دعوت نشده بودند، نامه ای نگاشته اند که در جای خود خواندنی است.

عثمان و سهلا دو برادر از دوستان امام بودند، به واسطه ی خطایی، مخاطب  تذکرات امام می شوند که این تذکراتی خواندنی است. در بین این تذکرات، نکات زیبایی برای اهل اندیشه نهفته است. در این نامه مسئولان حکومتی به ساده زیستی سفارش شده اند. البته نه به عنوان یک ژست سیاسی بلکه به عنوان کلید پیوند با اجتماع. چرا که حاکم باید در سختی های مردم شریک آنها و الگوی آنها باشد. امام از عثمان خواسته که به روش ایشان نزدیک شود و ایشان را با تقوا و کوشش در پاکدامنی و درستی یاری کند. ایشان می فرماید:»ای پسر حنیف از خدا بترس و چند قرص نان تو را بس است تا سبب رهایی ات از آتش دوزخ شود.« در جایی دیگر از این نامه می فرمایند:»خیال نمی کردم مهمان شدن به سفره ای را قبول کنی که محتاجشان را به جفا می رانند و توانگرشان را به مهمانی می خوانند.« این تذکرات ارزشمند مولا(ع) بیانگر آنست که در جامعه اسلامی دایره خودی و ناخودی ترسیم کردن فقیر را از دارا جدا دانستن کاری ناپسند است.

ایشان در اهمیت لقمه حلال میفرمایند :»به لقمه ای که برآن دندان میگذاری دقت کن. لقمه ای را که حلال و حرامش بر تو روشن نیست، بیرون کن.

آیا به این قناعت کنم که من را امیر مؤمنان گویند اما در تحمل سختی ها شریک مردم نباشم؟ آیا آفریده شده ام تا غذاهای پاکیزه مرا سرگرم کند؟

خوشا به حال حزب خدا که عبادت خدا را می کنند ورستگارند .پسر حنیف از خدا پروا کن و قرص نان خودت تو را بس باشد تا این روش باعث خلاصی ات از آتش دوزخ شود.«

به راستی اگر حکمرانان امروز جامعه اسلامی همت خود را بر انجام این نصایح ارزشمند قرار می دادند ما شاهد این حجم از فساد و  رانت و اختلاس و … می بودیم؟ به راستی آیا نظارت ها بر عملکرد منصوبان و مسئولان در جامعه به این ظرافت و سختگیری وجود می داشت ما شاهد انباشت ثروت های بادآورده در عده ای معدودی، و مشکلات اقتصادی و معیشتی در سمت بزرگتری از اجتماع می بودیم؟

عهدنامه ی مالک اشتر

و اما در نامه ای که بعدا به عنوان عهدنامه ی مالک اشتر شهرت یافت، مولا امیرالمومنین علی (ع) زمانی که وی را به عنوان فرماندار مصر معرفی کردند، نامه ای نوشتند. در این زمان زمامدار مصر (محمد ابن ابوبکر) وضعیتی آشفته داشت و نارضایتی عمومی ایجاد شده بود. این عهدنامه در شش قسمت الگوی مسئولان حکومتی است:

نکته اول آن ضرورت خودسازی است. کسانی که خود را در مقامی و مسئولیتی می بینند، می بایست ”یاد خدا و فروتنی در راه خدا“ در آنها وجود داشته باشد. آنها ملزم هستند که ”پیروی از الگوی ارزشمند اخلاقی“ را در دستور کار خود قرار دهند. آنها می بایست ”تسلط به هوای نفس“ را در شخصیت فردی و اجتماعی خود بسنجند و همواره ”به مرگ و معاد“ توجه داشته باشند.

نکته دوم اما داشتن ”اخلاق  حکمرانی“ است. یکی از مصادیق اخلاق حکمرانی این است که کسی که مسئولیتی را می پذیرد وظیفه دارد که ”توانایی سیاسی“ داشته باشد. همچنین او باید ”مردم را بشناسد“. بدون شناخت عمیق و صحیح از مردم نمی توان به آنها خدمت کرد. همچنین او باید ”علم ودانش“ داشته باشد. علم ودانش یکی از موضوعاتی هستند که در نهج البلاغه مولا جایگاه ویژه ای دارند.

اصل ”شایستگی و کفایت“ اصلی مهم است. عدم شایستگی های فردی و اجتماعی گاها موجب می شود که فرد مسیر خدمت را به مردم را اشتباه برود. مسئول در حکومت اسلامی می بایست ”پشتکار“ داشته باشد و پیگیر مشکلات مردم باشد. باید ”ذهنی آماده“ و ”حافظه ای قوی“ داشته باشد. او باید دارای  ”قدرت تجزیه و تحلیل“ باشد.باید بتواند مسایل روز و سیاست روز را تجزیه و تحلیل کند. وی باید ”بلند همت“ باشد. کسی که مسئولیتی می پذیرد می بایست در برابر مشکلات استقامت به خرج بدهد و قاطعیت و شجاع باشد. بر کارهای خوب اهتمام داشته باشد و خدای ناکرده به سمت و سوی دیگری نرود.

نکته ارزشمند دیگر آن است که در سیستم تقسیم پستها بر اساس لیاقت و شایستگی،حسن سابقه، امانتداری و مشورت با افراد صالحو با پرهیز ازشتاب زدگی و طرد کردن چاپلوس و سخن چین -که به ظاهر نصیحت گر است اما در واقع خیر خواه نیست- عمل کند. از نکات بالا در تقسیم پستها بر اساس شایستگی مولا(ع) می فرمایند:“یکی از اهداف اسلام برقرار کردن عدل وقسط است پست ها باید بر اساس شایستگی تقسیم شود .کسانی که دارای فضایل انسانی باشند اندیشمند ، توانا ، بادقت و متواضع  باشند .“ یک مسئول وظیفه دارد که روش برخورد با مردم را بداند و به کار ببندد. او موظف است با مردم از سر مهربانی، محبت و دلسوزی رفتار کند و به یتیمان و پیران رسیدگی کند.

رسیدگی به عامه ی مردم و فروتنی، سخاوت، خوش بینی نسبت به دیگران، عیب پوشی، پرهیز از منت و فروتنی در سخن و رفتار با مردم از نکات اساسی هستند. صداقت با مردم و قانونمداری، پرهیز از فاصله گرفتن از مردم، پرهیز از انتقام، دیر خشم بودن و مبارزه با مظاهر فساد یکی از وظایف مسئول در جامعه اسلامی است. این ها را مولای متقیان(ع) نه به عنوان ژست های ظاهری بلکه به عنوان نکته هایی ارزشمند که جز وظایف یک مسئول هستند بیان می فرمایند. خدای نکرده نباید یک مسئول کاری را که انجام نداده است، و پروژه ای را که در به ثمر رسیدنش نقشی نداشته است، را به عنوان خدمت خودش معرفی کند و بر سر مردم منت بگذارد. دروغ گویی گناهی نابخشودنی و مادر تمام پلیدی هاست.

نکته چهارم اما روش برخورد با خویشاوندان است. مولا(ع) می فرمایند: »با اطرافیانت به گونه ای برخورد کن که قراردادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان برسد حق را به صاحب حق برسان.» این نکته مولا(ع) بسیار مهم و کلیدی است. اگر خدای ناکرده مسئولی در جامعه اسلامی مرتکب فسادی شود و در صدد باشد که از طریق ضرر رساندن به مردم به دنبال نفع رساندن به اقدام و نزدیکان و اطرافیان خود باشد، مسیری که طی می کند مسیر الهی نیست، بلکه مسیر شیطانی است. این موارد از جمله مواردی است که هم نظارت دستگاه های نظارتی یک حاکمیت و هم نظارت های مردمی را می طلبد.

نکته پنجمی که می بایست به آن توجه کرد و در نامه مولا(ع) مشهود است، ”اصول روابط اجتماعی مدیران“ است. شناخت اقشار گوناگون اجتماع و سفارشاتی  به اقشاری همچون قاضی ها،کارگزاران دولت ، محرومان و مالیات دهندگان از نکات بسیار مهمی است. اینکه مسئولان بتوانند نه فقط با حزب و باند و گروه خود، بلکه با تمام جامعه رابطه ای سالم و مطلوب داشته باشند، نکته ای است که می بایست در دستور کارشان قرار گیرد.

و نکته پایانی این است که ”ویژگیهای مدیران به عنوان تصمیم گیرندگان“ چه باشد؟ این ویژگی ها را امیرالمومنین امام علی(ع) در چند عبارت اشاره فرموده اند: ابتدا ”شناسایی وضع موجود“، و سپس ”اراِئه ی راه حل“. آنجا که فرموده اند:»هر چیزی را در جای خود بگذار وهرکاری را در وقت خود انجام بده.» و در نهایت ”ارزیابی و گزینش بهترین ها برای گسترش عدالت و حق محوری“. این سه نکته، امروزه مورد تاکید همه صاحب نظران عرصه های مدیریتی هستند.

نکته ای که در بررسی این مواردی که امیرالمومنین به عنوان چراغ راه معرفی می کنند، مهم است این است که اگر خدای ناکرده در جامعه امروز ما هر کدام از این اصول موجب غفلت واقع شوند، به جامعه اسلامی و مردم آن جامعه ظلم شده است. نباید عده ای این اصول اساسی را زیر پای بگذارند. طبیعتا پرداختن به این نکات است که می تواند اختاپوس فساد و رانت را ریشه کن کند و این مردم هستند که می بایست بر رعایت چنین نکاتی از سوی حاکمان خود نظارت مطلوب را داشته باشند.

 

پی نوشت: نامه ی ۴۵ و  ۵۳ نهج البلاغه ترجمه ی استاد حسین انصاریان

 

 

 

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme