نماینده به مردم دروغ نگوید و فریب شان ندهد

یادداشت-  انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک است و به نظر می رسد در این هنگام بررسی نکاتی خالی از لطف نباشد:

پرده اول- شخص نماینده:  هر کسی که  می خواهد در آینده به عنوان نماینده مجلس راهی ساختمان سبز بهارستان  شود، می بایست چیزهایی را به خودش یادآور شود و نشان دهد که لیاقت رای و اعتماد مردم را دارد. این چیزها شامل صفت هایی است که اگر نادیده گرفته شوند نه تنها از او یک چهره خادم نمی سازند بلکه به یک خائن تبدیلش می کنند. سخنگوی شورای نگهبان در اظهارات جدیدش مسایلی گفته است که حقیقتا قابل توجه است. وی در مصاحبه ای مهم و چالشی به جنبه هایی از پرونده های  تخلفات برخی نمایندگان مجلس فعلی اشاره کرده است، که جای تاسف بسیار دارد. کدخدایی گفته است این تخلفات با استناد به گزارش یکی از مراجع رسمی است و در طول دوران نمایندگی اتفاق افتاده است. این تخلفاتی که او از آن ها نام برد شامل مواردی می شود که واقعا تعجب برانگیز است. در یکی از موارد آن کارچاق کنی و لابی گری در حوزه های شرکت ها و نهادهای اقتصادی بوده است. از خرید زمین در شهرک های صنعتی و مناطق ویژه و مناطق آزاد گرفته تا زد و بند های مالی در تسهیلات بانکی. رانت خواری و تهدید مدیران و مسئولان محلی شهرستان و استان از طریق دخالت در امور اجرایی نیز از موارد دیگر بوده است. مورد دیگر حمایت از یک قاچاقچی مواد مخدر که به شکل تخصصی و کلان قاچاق مواد مخدر می کرده است، ذکر شده است. این عضو شورای نگهبان گفت که بسیاری از تخلفات مالی حتی توسط استانداری ها، بانک مرکزی و دیگر نهادهای مسئول گزارش شده است که پیگیری های فلان نماینده، پیگیری های غیر قانونی است. احتمالا پیگیری های نمایندگان مردم برای منافع افراد، نهادها، بنگاه های اقتصادی خاص مد نظر او بوده است که ربطی به حوزه کاری نماینده نداشته است. سئوال واقعی اینجاست که یک نماینده چه حقی برای خودش قائل است که بیاید و خود را در حد کارچاق کن یک بنگاه اقتصادی پایین بیاورد. و نکته جالب این است که در کار مدیران دستگاه ها دخالت کند. البته مواردی مشاهده کرده ایم که این دخالت ها در حدی وقیحانه شده است که نمایندگان راسا دست به تغییرات مدیریتی در بین مدیران اجرایی دولت می زدند و برای اینکه فلانی را بر فلان صندلی بنشانند و یا از آن صندلی بردارند به قانون شکنی های متعددی دست می زدند. متاسفانه در دولت روحانی هم وزرا نسبت به تغییرات مدیران دولتی حساسیت لازم را نداشتند و این بی توجهی موجب ضرر و زیان مدیرانی می شد که به هر دلیلی حاضر به تغییر نیروهای توانمندشان به دلیل سیاسی کاری نمایندگان نمی شدند. اما داستان فقط به تغییر مدیران ختم نمی شد و این دخالت های نمایندگان در عزل و نصب های دولتی متاسفانه عملا از مدیران اجرایی دولت یک غلام حلقه به گوش نماینده می سازد. این غلامان حلقه به گوش حتی بعضا به شکل علنی به تمجید های خنده آور و مجیزهای تهوع آور می پرداختند تا نظر آقای نماینده را جلب کنند. این اخلال در کار دولت باعث شد که نیروهای دولتی که می بایست بر اساس اصل شایسته سالاری انتخاب شوند جای خود را به چاکران و مخلصان و مجدوبان نماینده بدهند که خود به تنهایی خسارت شدیدی در حوزه مدیریت نیروی انسانی بوده است. از سوی دیگر این نیروهای ذوب در نماینده نیز کارایی لازم را نداشته و بیشتر به ستاد های انتخاباتی پیش تاخته ای می شدند که به جز تعریف و تمجیدهای بی جا و تملق و چاپلوسی حرف تازه ای برای ارائه در جلسات ندارند. از سوی دیگر باید میدان برای جوانان پر انرژی و فعال فراهم شود. ماندن افراد در پست ها شاید خودش یکی از مشکلات فساد افسارگسیخته و تضییع حقوق بیت المال باشد.

 

پرده دوم- اخلاق ذبح شده: امروز در فضای عمومی کشور یکی از مسایلی که می تواند به طور جدی بر سرمایه اجتماعی نظام بیافزاید رعایت اصل صداقت توسط مسئولین است. چگونه کسی می تواند با شعارهای زیبا دل مردم را فریب دهد و رای مردم را جذب کند و به مجلس برود و در عوض به جای انجام وظیفه قانونی نمایندگی اش، به کارچاق کنی برای عده ای ثروتمند بپردازد که احتمالا مشخص است ثروتشان را از چه طریقی کسب کرده اند! نویسنده این مقال با ثروتمندان هیچ مشکلی ندارد و معتقد است که همه باید برای آبادی دنیایشان بکوشند همان گونه که برای آباد کردن آخرتشان. بر این مساله در روایت ما و دیدگاه اسلامی تاکید شده است. اما نکته ای که اینجا هست این است که کسانی که از یک نماینده می خواهند کار چاق کن او باشند آیا ثروتی حلال می خواهند یا به دنیال غارت و چپاول هستند؟ آیا به فکر کارآفرینی و تولید ثروت برای مملکت هستند یا آمده اند تا بیشتر پول رو پولشان بگذارند؟ چرا آنها خود را پشت یک نماینده پنهان می کنند؟ چرا یک نماینده باید شخصا به عنوان کارچاق کن برای ایجاد بنگاه تجاری دیگران و یا کارخانه فلان نهاد و یا … دست به سواستفاده از تسهیلات بانکی و … بزند؟ آیا این ثروت حلال است یا حرام؟ چه چیزی دستگیر شخص نماینده در این بین شده است؟البته و صد البته که این مردم هستند که پس از هر انتخاباتی نباید میدان را خالی کنند. بلکه باید همچنان در عرصه بمانند و با مطالبه گری از فردی که رای آورده است او را مجبور کنند تا در راستای مطالبات مردم قدم بردارد. به آنها گزارش بدهد. در مقابل سوالاتشان پاسخی منطقی داشته باشد! این یکی از وظایف مهم رسانه ها و احزاب و تشکل های مردمی هم هست. اما متاسفانه ساختار حزبی مشخصی در کشور ما شکل نگرفته و به نظر می رسد برخی مطبوعات نیز حریت لازم را برای مقابله با این فساد ندارند.می مانند مردم و برخی از رسانه هایی که هنوز مردمی باقی مانده اند. رسانه های مردمی می بایست بیشتر تلاش کنند. ولی اگر خدای ناکرده مردم از نقش نظارتی خود غافل شوند قطعا سواستفاده گران فرصت بهتری برای کارهایشان پیدا می کنند. چرا که مردم رکن اساسی هستند. اگر تلاش و آگاهی مردم نبود حقیقتا انقلاب اسلامی اساسا پیروز نمی شد. اینکه کسی نماینده مردم باشد و به بیت المال یا همان اموالی که متعلق به مردم است دست درازی بکند، و با استفاده از نفوذ خودش سعی داشته باشد تسهیلات و وام های بانکی را برای افراد خاص بگیرد چه معنایی دارد؟ غیر از این است که تسهیلات بانکی که برای ایجاد اشتغال و یا هر مورد دیگری، توسط دولت برای استفاده همه مردم پیش بینی شده است نه افراد خاص.

از سوی دیگر این درست نیست که خدای ناکرده مسئولی یا نماینده ای منت کارهای نکرده شان را بر مردم بگذراند. گلایه های مردمی در این زمینه بسیار زیاد است. فرد یا افرادی که خودشان برای افزایش درآمدشان از معادن کارخانه ای افتتاح کرده اند و خدا را شکر به درآمد های سرشار رسیده اند و مدام پول رو پول می گذارند، نه تنها که در پرداخت حقوق کارگران لطفی قابل توجهی به آنها نکرده اند، بر سر مردم یک شهر منت بگذارند که ما برای شما اشتغال آورده ایم. آیا درست است که فردی با مدرک فوق لیسانس دانشگاه های برتر کشور، با مدرک دیپلم استخدام کنند تا کار کارگری انجام بدهد و در نهایت بر سر او و خانواده اش منت هم بگذارند که ما برای شما اشتغال آورده ایم؟ آیا مردم باید منت داشته باشند که با چنگ و دندان از برای این سرمایه داران کار می کنند یا باندهای قدرت و ثروت مردم را زیر بار منت خود ببرند؟ کدامیک حقیقتا در حق دیگری لطف می کند؟ اگرچه متاسفانه شرایط امروز کشور به گونه ای است که جوانان مجبور به پذیرش این پیشنهادات کار می شوند و شاید از سر ناچاری دنبال استخدام در این کارها باشند، اما قدرشناسی هم چیز بدی نیست!

این رفتار ها می تواند شکل های پیچیده تر و شنیع تری به خود بگیرد. آیا این درست است که نماینده مجلس شورای اسلامی (به واسطه شغلی که دارد از پروژه های دولت در شهرستان ها و مناطق و روستاها زودتر از مردم خبر می شود) برود در یک منطقه، شهرستان و یا روستا و بگوید من برای شما در طی امسال فلان می کنم و چنان می کنم و … بعد که دولت در راستای برنامه های سالانه خود کارهایش را انجام داد، عده ای بروند آنجا و بگویند دیدید که نماینده برایتان چه کرد؟ نماینده گفته بود که برای شما در امسال چنین می کند و چنان می کند! و هزاران مورد مانند اینها از مسایلی است که فاجعه ای به نام “نماینده دروغگو” را ایجاد می کند.

پرده سوم-خودفروخته ها:  لاشخور صفتهایی حرام خواری متاسفانه از سالیان  دور در صدد بودند تا دین و دنیای مردم را به تاراج ببرند. آنها همواره جلوی حرکت های بزرگ مردمی می ایستاده اند. آنها طیفی  پادو، مجیز گو، جان نثار و خودفروخته هستند که در طمع مال دنیا و یا پست و مقام دنبال این و آن راه می افتند. اگر برخی به دنبال این باشند که نوکران و چاکران و پاچه خواران خود را بپرورانند، هم حرکتی ضد اسلامی است و هم حرکتی ضد مردمی. فرصت های اقتصادی می بایست برای همه مردم به شکل یکسان فراهم شود و اینکه نماینده ای این فرصت ها فقط به نوکران و چاکران خودش بدهد و یا خدای ناکرده در ازای آن بده و بستان بکند نه تنها در قالب ”جمهوری اسلامی“ نیست بلکه حرکتی طاغوتی و ضد انقلابی است. اساسا مردم با دیدن همین رفتارها در زمان طاغوت انقلاب کردند. خدا را شکر که امروزه رای آگاهانه مردم می تواند طومار این طیف از مفسدان اقتصادی را (فارغ از اینکه در چه رده ای هستند) در هم بپیچد. این مردم هستند که با نظارت های دقیق خودشان باید در میدان باشند و اصلاحات اساسی را انجام بدهند.

پرده چهارم-خودباخته ها: عده ای ناآگاه و غافل و بعضا به همراه عده ای ساده لوح هستند که معمولا خود فروخته ها را همراهی می کنند.چیزی که باید  جلوی این جریان های منحرف بایستد فقط آگاهی و دانایی مردم است. این آسیب می تواند یک آسیب همیشگی و ادامه دار باشد. این هوشیاری و قدرت ذهنی مردم است که می تواند دسیسه های مختلف را از این سرزمین دور کند و امیدوارانه به ادامه مسیر مصمم باشد. صد البته که اگر نهاد های نظارتی عرصه را بر مفسدان اقتصادی تنگ کنند، قطعا این غده های سرطانی نابود خواهند شد.

پرده پنجم: حزب بادی های بی عقیده: در این بین عده ای هستند که با توجه به مناسبات قدرت هر روز به رنگی در می آیند. کسانی که در علم سیاست به آنها حزب بادی یا کانفورمیست می گویند. هیچ کس به اندازه ی اینها برای رشد و توسعه جامعه خطرناک نیست. حزب بادی ها هر روز و شاید هر ساعت به عقد یک جناح و حزب در می آیند. ویژگی بزرگشان تبلیغات پر طمطراق و پرپاگاندایی است. تبلیغاتی که همواره بر یک پایه نهاده شده است، و آن هم بزرگنمایی و دروغ است. آنها فقط در راستای منافع شان حرکت می کنند و هرگز به آنچه که می گویند اعتقادی ندارند. وقتی به قدرت می رسند در ظاهرشان خدمت و در باطنشان خیانت است. جلوی مردم ژست مردمی بودن می گیرند و در خفا برای رسیدن به منافعشان برنامه ریزی می کنند. وقتی تشت رسوایی شان از آسمان به زمین می افتد باز هم آن قدر پررو هستند که با  مظلوم نمایی و روش های فریبکارانه ژست مظلوم بگیرند. همه مردم باید مراقب و مواظب این جاه طلبان و مقام پرستان باشند. اینها کسانی هستند که هر زمانی در کشور به سمتی رسیده اند ضررشان بیش از سودشان بوده است.

پرده ششم- مردم: در حقیقت این مردم هستند که با هوشیاری و زیرکی که بسیار از آنها دیده ایم می توانند در مقابل جریان های چپاولگر بایستند. مردم نباید عزت نفس خودشان را از دست بدهند. نباید به دیگرانی اجازه دهند که از آنها سواستفاده کنند. جایگاه های مردمی باید قطعا متعلق به مردم باشد. فردی که به عنوان نماینده انتخاب می شود نباید در ظاهر مردمی باشد اما در عمل در نوکر دست به سینه باندهای فاسد قدرت و ثروت باشد. ریشه کردن اختاپوس فساد و رانت با کمک مردم میسر می شود. این آگاهی عمومی مردم است که شرایط را به سود مردم تغییر خواهد داد. ما این تجربه را در دوره های مختلف دیده ایم. پیروزی های بزرگ به یاری خدا نزدیک است.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme