حواستان باشد برادر، دنیا ارزشش را ندارد…

عرفان خطیبی – مدیر مسئول هفته نامه “پویش آزادی” در پاسخ به نویسنده یادداشت چاپ شده در یک هفته نامه:

برادر عزیز، سلام علیکم

مطلبی را در “آینده ما” خواندم و بسیار خوشحال شدم. چرا که به هیچ شیوه ای بهتر از این نمی شد “بن بست رزم حسینی” را به تصویر کشید. این خدمت به فضای رسانه ای استان در اذهان اهل رسانه ماندگار خواهد شد. اما در خصوص مغلطه ای که طرح شده است ذکر چند نکته به نویسنده آن الزامیست:

 

مولا امیرالمومنین(ع) فرمودند: “به گفته بنگر، نه به گوینده آن” وقتی نقدی را شنیدید پیش از آنکه به نقد کننده بتازید، نقدش را اولا بخوانید، و بعد از مطالعه، چنانچه نقدش وارد بود به جای فرافکنی و بهانه تراشی عذر خواهی کرده و رفتارتان را تصحیح کنید! اگر هم وارد نبود به نقد پاسخ دهید. توهین به منتقد جز آنکه مردم بفهمند در باطنتان چیست حاصلی ندارد. شایسته بود به جای اینکه به سن و سال بنده بپردازید، پاسخی به یکی از تیترهای مطروحه در “بن بست رزم حسینی” می دادید. استانداری کرمان (خدا را شکر) روابط عمومی دارد. آیا در بین رسانه های استان، رسانه ای پیدا نشد که رپرتاژی بگیرد و از رییستان دفاع کند؟ یا آنقدر در “بن بست” هستید که جز مرئوسانی چون شما کسی حاضر نیست از رییس تان دفاع کند؟ البته همان گونه که انتظار می رفت شما هم جز توهین کاری نکردید و متاسفانه این اولین باری نیست که یکی از سوی مجموعه استانداری کرمان با نقدهای روزنامه نگاران اصلاح طلب برخوردهایی این چنین توهین آمیز می کند. هنوز یادداشت توهین آمیز یکی از مدیران کل استانداری را خطاب به یک روزنامه نگار دلسوز اصلاح طلب فراموش نکرده ایم. این رفتارها چیزی جز حقیقت “بن بست رزم حسینی” نیست. آیا شما فایل صوتی اخیرالانتشار رییس محترمتان را هنوز گوش نکرده اید؟ ایشان به رییس محترم شورا حمله کرده و او را پیرمرد ۷۰ ساله خوانده که البته غلط است . جالب آنکه بلافاصله بعد از آن خواستار هویت بخشی به جوانان شده است. به خدا پناه می برم از این استاندارد دوگانه. رییس می گوید چرا رییس شورا سنش بالاست مرئوس می گوید چرا یک روزنامه نگار سنش پایین است؟ رییس می گوید جوانان مطالبه گری کنند؟ مرئوس به واسطه یک نقد ساده، جوانی را “افراطی” خطاب می کند؟ البته وقتی امثال شما خود را “معتدل” بدانند، مسلما به منتقد خود بر چسب افراطی خواهند زد.

 

دوست عزیز! در خصوص الفاظی که در مورد بنده به کار برده اید، حق پیگیری قضایی برای اینجانب محفوظ است، اما خیالتان راحت باشد که از آن استفاده نمی کنم. معتقدم این فضای مباحثه و مناظره است که می تواند در شرایط کنونی روزنه امید توسعه در کشور باشد. هرچند به نطر می رسد شما با این واژه ها مباحثه و مناظره غریبه اید. اما خواهشی دارم و آن هم اینکه حسب اطلاع بیشتر تاریخ سالهای اولیه انقلاب را مرور کنید و ببینید که بزرگترین حماسه های این انقلاب را چه کسانی در چه سنینی آفریده اند؟ همان آقایانی که در نوشته تان سعی کردید از آبرویشان برای رییس تان مایه بگذارید چند ساله بودند که مسئولیت پذیرفتند؟ چند ساله ها انقلاب کردند؟ چندساله ها جنگیدند؟ چند ساله ای را حضرت امام(ره) به عنوان رهبر خودشان معرفی کردند؟ مگر نه این است که حتی پیامبر اکرم(ص) با جوانان مشورت می کردند؟ آن وقت شما با این ادبیاتی منفور و مضحک خواستید که نویسنده جوانی را (با الفاظی بدور از شان روزنامه نگاری) ساکت کنید؟ که چه بشود؟ می خواهید با این ادبیات جوانان را از صحنه ها دورکنید؟ آیا نمی دانید مولا امیر المومنین (ع) جوانان را به مباحثه و مناظره، و پیران را به سکوت دعوت کرده اند؟ آیا نخوانده اید که یاران مهدی(عج) اکثرا از جوانانند؟ با این رفتارتان می خواستید چه چیزی را اثبات کنید؟

 

امام صادق علیه السّلام فرمودند: “محبوب ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب های مرا به من به عنوان «هدیه» بازگوید.” نقد دستمایه پیشرفت و رشد جامعه است. متعجبم از شما که یادداشت ساده ای را چون “بن بست رزم حسینی”، “ویژه نامه تخریبی” توصیف کردید. متاسفانه باید بگویم آن چیزی هایی که “بن بست رزم حسینی” را تصویر کرده است مستند به اخبار رسمی است که در رسانه های معتبر منتشر گردیده است. البته ما هم متاسفیم که اخبار استانداری کرمان چنین اخباری است. اما چه بخواهیم و چه نخواهیم این اخبار با تاسف بسیار وافعیت دارند و به همین دلیل است که “کرمان نیاز به تغییر دارد”! این نقدی ساده بود. اگر ما می خواستیم “ویژه نامه تخریبی” بزنیم و آنگونه که شما نوشتید مطلب بنویسیم، قطعا دستمان خیلی پُر تر از اینها بود…

نکته دیگر آنکه، جریان اصلاحات پویشی پویاست که با طرح مطالبات مردمی در فضایی آرام و با تکیه بر عقلانیت و خردورزی در مسیر آزادی، آزادگی و اصلاح امور کشور گام بر می دارد. برخلاف آن که برخی (تفکرات تجاری وارد سیاست شده) می پندارند اصلاحات پویشی مردمی است، نه شرکتی که “مالک” داشته باشد. هیچ مجاهد اصلاح طلبی هم چنین ادعایی نکرده است! اساسا تفاوت اصلی جریان انقلابی و ریشه دار اصلاح طلب با برخی جریان های سیاسی دیگر در همین مساله است. اگر کسی در این پویش مردمی همراهی بیشتری کرد، بیشتر تلاش کرد، بیشتر زحمت کشید، بهتر حرکت کرد، الزاما صاحب و مالک جریان نیست. این آقایانی که شما از نامشان برای رییستان خرج کردید کسانی هستند که شاید در این مسیر بیش از بقیه تلاش کرده باشند،اما نه مالک و صاحب اصلاحاتند و نه خودشان در این زمینه ادعایی کرده اند! بنده هم اگرچه برایشان احترام بسیار قائلم، اما این احترام باعث نمی شود نقدم را کنار بگذارم و هیچ وقت هم از آنها نشنیده ام که چنین درخواستی از جوانان کرده باشند. چرا که اگر مطالبه گری را از اصلاحات حذف کنیم چیزی برای اصلاحات باقی نمی ماند. ضمن آنکه همه بزرگان اصلاحات بارها و بارها بر همین اصل تاکید کرده اند.

 

البته متاسفانه اصلاحات دوستان نادان زیادی داشته است که متاسفانه در برهه های مختلف به جای کمک به رشد اصلاحات جوانه هایش را چیده اند. این ها معمولا همان هایی بودند که “نقدهراسی” را ترویج می داده اند. فرق اصلاح طلبان با سایرین در این نیست که هدفشان این باشد که دیگران بروند تا ما بیاییم. تفاوت در این است که ما می آییم تا مطالبات مردم را طلب کنیم. اصلاحات وظیفه اش اصلاح و بهبود است. از ابتدای انقلاب چنین بوده و هست. در جریان اصلاحات هر کسی هر کاری که از دستش براید باید انجام بدهد. اگرچه این جریان و پویش عظیم مردمی ممکن است در برهه هایی اشتباهاتی نیز کرده باشد. اما اشتباه کردن دلیل در اشتباه ماندن نمی شود. نقد درون گفتمانی اصلاح طلبان، افتخار اصلاحات در دوره های مختلف است و این گونه نیست که روزنامه نگاری برای انتشار “دیدگاه و نقدش شخصی اش”، از رییسش اجازه بگیرد! یا پستی و مقامی طلب کند؟ یا بخواهد مشاوری چیزی یشود؟ یا مال و منالی (مثلا زمینی، چیزی) طلب کند؟ یا کاندیدای مجلسی بشود؟ بدانید اینکه شما سعی دارید به مخاطب تان القا کنید که “بن بست رزم حسینی” دیدگاه شخص عرفان خطیبی است، برای بنده باعث فخر و مباهات است. زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد و آیندگان قضاوت خواهند کرد. ضمن آنکه بهتر است اخبار انتشار یافته در سایر رسانه های استانی و کشوری اصلاح طلب را مطالعه بفرمایید، خواهید دید در همین دوران نیز به جز “عرفان خطیبی” دیگرانی نیز هستند، که هم عقیده شما نیستند…

 

برادر بزرگتر! اگر دوست دارید بعدها بتوانید در نماینده مجلس بشوید، تجربه نشان داده است چنانچه رویکرد اصولگرایی داشته باشید احتمال بیشتری دارد که یک کرسی هم به شما برسد. پس زیاد سعی نکنید خود را به اصلاح طلبان بچسبانید. اگر با همان هایی کار کنید که پایداری چی ها حمایتشان می کنند، برایتان بهتر است. اما چنانچه برای خود آینده ای در پویش عظیم اصلاحات استان طلب می کنید، حواستان باشد که “همه چیز را همگان دانند”…

 

تلاشتان برای دفاع از استاندار محترم، همان قدر که انتظار می رفت “بی تدبیرانه” و “نا امید” کننده بود. جریان های تخریب گر و مخالف اصلاحات در کرمان، در بزنگاه های مختلف تمام تلاششان را کردند تا “جنبش مردمی و بزرگ اصلاحات” را “طیف مرعشی” و یا “مرعشیسم” و عباراتی شبیه به این معرفی کنند. و سپس با این آدرس غلط ضربه هایشان را به پیکره اصلاحات استان و اصل مردمی بودن آن وارد نمایند. این تفکر بارها و بارها در این سیاست خود شکست خورده است، لطفا اگر خود را اصلاح طلب می دانید آب به آسیاب آنها نریزید! اگرچه مرعشی اصلاح طلب فعالی است، اما تمام اصلاحات استان “مرعشی” نیست. خود آقای مرعشی هم ادعا نکرده است که ایشان می گویند و دیگران تبعیت می کنند. من از هیچ کسی نشنیده ام که بگوید در اصلاحات استان از این خبرهاست. چرا فکر کردید ما حتما حرفهایمان را با “مرعشی” هماهنگ می کنیم که وقتی ایشان گفت اطلاعی از یادداشت ما ندارد اینقدر ذوق زده شدید و قلم برداشتید و دور فاتحانه زدید؟ اصلاحات در کرمان پویشی مردمی و فراگیر است. پس سعی نکنید با آدرس غلط دادن، یک جریان استخوان دار انقلاب را در قوت و ضعف یک فرد خلاصه کنید…

 

 

“پویش آزادی” تازه آغاز شده است. ما مسیر مطالبه گری را ادامه خواهیم داد. هم فرمایش مقام معظم رهبری به جوانان است و هم مطالبه ریاست محترم جمهور و هم شعار رییس تان. شما و رییس تان خوشتان بیاید یا نیاید، استقبال بکنید یا توهین، فشار بیاورید یا نه، فرقی نمی کند، ما این راه را با قاطعیت ادامه خواهیم داد.
“ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست”

 

“پویش آزادی آغاز شد”. و ادامه خواهد داشت و همان گونه که در آن متذکر شده ایم:” ما مرد اعتقاداتمان هستیم، نه منافعمان.” اگر دنبال منافعمان بودیم، آنقدر فراست داریم که درک کنیم برای به دست آوردن “آب و نان” باید در مدح و ستایشی کنیم و مطالب آب و نان دار بنویسیم و اگر به دنبال “نام” باشیم می بایست به جای نقد فضای موجود، کنار این آقا و آن آقا عکس های رنگی می انداختیم که مثلا ما هم “در چهارچوب” هستیم. خیلی ساده است مطلبی نوشتن و بابتش پول گرفتن، هنری نمی خواهد، وجدانی خوابیده می خواهد، طمع پست و مقامی و دل دنیا دوستی… اگر دنبال منافعمان بودیم به جای نقد، مثل شما مدح می گفتیم. می دانیم این نقدها برایمان هزینه هایی دارد. می دانیم در این جامعه آدم های زیادی هستند که نقد را بر نمی تابند. اما ما رسالتمان ماندن پای این نظام و این انقلاب است، و نقد رویکرد های غلط رایج در آن را راه بهبود آن می دانیم. به رشد اصلاحات علاقه مندیم. و خود را برای این پویش بالنده می خواهیم ، و نه آن را برای خود. معتقدیم اگر گردن نقد را زدیم، مسیر توسعه این آب و خاک را سد کرده ایم! حواستان باشد با این رفتار های رقت انگیز آب در هاون چه کسانی می کوبید؟ حواستان باشد ناخواسته به چه کسانی پاس گل می دهید؟! حواستان باشد بستن راه نقد چه بلایی سرمان خواهد آورد!؟
دنیا ارزشش را ندارد که به خاطر چهار روز پشت میز نشینی اش، به خاطر دو لقمه نانش، و حتی به خاطر احترام مردمانش، حق و حقیقت را زیر پای بگذاریم.

حواستان باشد برادر…

دنیا ارزشش را ندارد…

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme